داستان های زیبا

داستان زیبا و آموزنده مار و صاحب ساده لوحش

داستان زیبا و آموزنده مار و صاحب ساده لوحش

این داستان واقعی است : زنی هندی علاقه عجیبی به حیوانات داشت و حتی در خانه‌اش از یک مار پیتون ۴ متری نگهداری میکرد. یک روز مار هیچ غذایی نخورد و این عدم رغبت به خوردن و بی‌اشتهایی هفته‌ها ادامه یافت تا اینکه زن نگران شد و مارش را نزد دامپزشک برد و علت را جویا شد. دامپزشک از زن پرسید آیا مار شب‌ها کنارت می‌خوابد؟ دورت می‌پیچد و در باقی شرایط کاملا روی زمین دراز است؟ پاسخ زن مثبت بود و منتظر بود تا نتیجه را بشنود که دامپزشک به او خبر شوک...

ادامه مطلب

عاشقانه های یک زوج در اولین رمضان

عاشقانه های یک زوج در اولین رمضان

امسال اولین ماه رمضان زندگی مشترک من و بهنام است. ما شش ماه پیش ازدواج کردیم و این اولین روزه داری بود که کنار هم تجربه می کردیم.    قصه فریباچند روزی از ماه رمضان گذشته بود، تصمیم داشتم یک سفره افطاری کوچک داشته باشم. معمولا وقتی قرار است، مهمان شام و ناهار داشته باشم،خوابم نمی برد. آن شب یک دفعه از خواب پریدم. وقتی فهمیدم سوختن غذاها فقط یک خواب بوده نفس راحتی کشیدم. بلند با خودم گفتم «عجب خواب مزخرفی!!». به ساعت نگاه کرد...

ادامه مطلب

داستان ،لحظه شنیدن صدای معشوقش

داستان ،لحظه شنیدن صدای معشوقش

لحظه شنیدن صدای معشوقشزمانی که من بیست سالم بود، وقتی دل می‌باختی نه موبایلی در کار بود، نه اینترنتی، نه هیچ ابزار مدرن دیگری. یادم می‌آید تمام ابزار ارتباطی منحصر می‌شد به تلفن‌های گاه و بیگاه و نامه‌های واقعی روی کاغذ‌های واقعی که بوی خاص آدم نویسنده اش را با خود داشتند، منحصر به فرد بودند. عاشقی انتظار داشت، صبوری می‌طلبید و آدم قدر یک لحظه شنیدن صدای معشوقش را می‌دانست. اصلن یک مکالمه ساده از بس دور از دسترس بود بعضی وقتها، می...

ادامه مطلب

داستان کوتاه: همسر آیندتون چطوریه؟

داستان کوتاه: همسر آیندتون چطوریه؟

داستانی زیبا و آموزنده با عنوان همسر من برای شما عزیزان گردآوری شده است که در ادامه خواهید خواند. داستان همسر من عصر پنجشنبه بود و آفتاب کم کم داشت غروب میکرد… تماشای غروب خورشید  کنار بچه ها لذت دیگه ای داشت…. یدفعه یکی گفت :بچه ها تا حالا به این فکر کردید که همسر آیندتون چطوری باید باشه ؟ مهرداد که از همه آتیشش تند تر بود جواب داد : خوشگل ,پولدار ,تک فرزند ,البته اگه باباش کارخونه هم داشته باشه قبوله ! نفر بعدی احسان بود ...

ادامه مطلب

حکایت پند آموز کوتاه و زیبا

حکایت پند آموز کوتاه و زیبا

۱. حکایت پند آموز برتری هنر بر ثروت۱. حکیم فرزانه اى پسرانش را چنین نصیحت مى کرد: عزیزان پدر! هنر بیاموزید، زیرا نمى توان بر ملک و دولت اعتماد کرد، درهم و دینار در پرتگاه نابودى است، یا دزد همه آن را ببرد و یا صاحب پول، اندک اندک آن را بخورد، ولى هنر چشمه زاینده و دولت پاینده است، اگر هنرمند تهیدست گردد، غمى نیست زیرا هنرش در ذاتش باقى است و خود آن دولت و مایه ثروت است، او هر جا رود از او قدرشناسى کنند، و او را در صدر مجلس جا دهند، ...

ادامه مطلب